close
نازچت

فانتری های من

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که

یه بار کلیه مقاطع تحصیلی تعطیل بشن به جز ابتدایی!

.

.

فانتزی من اینه که یه فرش پونصد شونه بگیرم

هر شب سرمو رو یه شونه ش بذارم و بخوابم!!!!

.

.

فانتزی من اینه پسرایی ک غیرت ندارن و نابود کنم

دوتا پسری ک داشتن تو خیابون رامیرفتن و بهم فوش ناموسی میدادن

باکلی خنده میزدن روشونه هم و احساس صمیمیت میکردن..هعــــی

.

.

مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی

فقط ۴۸ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم

ولی به خاطر سرعت پایین نتونستم رو دانلود کنم برگردم

به خدا بر می گردم !!!

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه تو یه مکان شلوغ یه تیپ بزنم مثل شکیب

بعد یه دفعه برم سوار یه لندکروز صفر بشم ملت منو میبینن کف کنن!

بعدشیشه رو بدم پایین بگم

.

.

یکی از فانتزیام اینه که با خونواده برم خواستگاری بعد بابای دختره بگه برید باهم حرف بزنید

منم یه لبخند ژکوند بزنم و به آرومی بگم :حرف منو باید از چشام خوند....

بعد اونجارو ترک کنم و برم تو افق!

.

.

یکی از فانتزیام اینه که:

یه پسر بچه جلوم بخوره زمین بعد من دستش رو محکم بگیرم و بگم:

بلند شو عین یه مررررد...............!!!!!!!!!!!

.

.

یکی از فانتزی هام این بود تو دانشگاه رشته کشاورزی بخونم....

بعدش گوجه فرنگی و خیار و کلم و کاهو و.... به هم پیوند بزنم درخت سالاد پرورش بدم.

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …

وقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم …

کرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم …

با مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم …

با دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ،

با موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …

.

.

یکی از فانتزیام اینه که تو ماه رمضون اشتباهی برم عاب بخورم

بعد عذاب این حرکت وجدانم رو گریبان گیر شه شش روز به درگاه خدا ضجه به عرض آوررم

آخرش وحی بیاید بنده ابله من برو گمشو اون رساله رو بخون که خوردن و آشامیدن از سر سهل انگاری مانعی ندارد

.

.

يكي از نادر ترين فانتزياي من اينه كه تيم ملي تو جام جهاني 2016 تو گروه مرگ كه:اسپانيا و المان و برزيل هستن بيفته

بعد از اينكه همه رو با 6 تا ابكش كرد به عنوان تيم اول بره مرحله بعد

اونجا به انگولا ببازه و حذف شه و بازيكنا ناهموار بودن زمين و بهونه كنن !!!

(همون قضيه عروس بلد نيس برقصه ميگه زمين كجه)

به افتخار ايراني با غيرت.................

.

.

يكي از فانتزي ترين فانتزي هام اينه كه وقتي امتحان دارم

كتابو بگيرم جلو صورتمو تند از اول تا اخرشو ورق بزنم

بهد همه مطالبش يه جا بره تو ذهنم در هم نياد :-))))))))

آي حال ميده......آي حال ميده.....

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب


ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که با یه پورشه تصادف کنم که راننده ش یه دختر چشم و ابرو مشکیه با قد ۱۸۰ بعد اون سریع پیاده بشه بگه تورو خدا ببخشید هزینه اش هرچی باشه تقدیم میکنم و … 
منم همون لحظه از ماشین پیاده بشم عینک آفتابی پلیس رو از چشمم بردارم بگم برو به پول نیاز نیست فقط از این به بعد بیشتر دقت کن ! 
بعد اون از این رفتارم تحت تاثیر قرار بگیره و عاشقم بشه ؛ منم بش اهمیت ندم و تو افق محو شم 

.

.

ﯾﮑﯽ دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ 
 ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ 
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔم بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮی ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن و ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ 
ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ 
خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ !

.

.

یکی از فانتزیام اینه یه دختری به نام دریا بیاد میونه ی منو با اولین عشقم که اسمش دنیائه به هم بزنه
 بعدشم اولین عشقم منو ترک کنه بره ، منم یه گیتار بردارم برم ترمینال شرق سوار اتوبوسای شمال شم بیام شمال از سر ترمینال یه تاکسی بگیرم بیام لب دریا بعشدم گیتارو از کیسش دربیارم بشینم رو شن ها ، راستی آتیشم روشن کنم
 بعد همزمان هم گیتار بزنم هم این شعرو بخونم : دریـــــــــــــــــــا اولین عشق مرا بردی ، دینــــــــــــــــا دم به دم مرا تو آزردی 

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه یه امتحان خوف نیم ساعت تاخیر داشته باشم و با اعتماد به نفس وارد سالن امتحانات بشم و با چهره مضطرب دانشجویان و نگاه عاقل اندر سفیه مراقب مواجه ! بعد برم روی صندلی خودم که روبه روی مسئول امتحاناته بشینم و در خودکارمو با دندونم باز کنم و شروع کنم به نوشتن و در حالیکه مسئول امتحانات فشارش افتاده و کف و خون قاطی کرده و هنوز نیم ساعت به آخر امتحان مونده از جام بلند شم و برگمو تحویل بدم و به محض اینکه به در خروجی رسیدم سرمو به اندازه ۳۷درجه بچرخونم و با حضار در جلسه خداحافظی کنم و بعدش دوربین از نمای پشت بوم دانشگاه منو نشون بده که دارم توی حیاط قدم میزنم و لابه لای جیک جیک گنجشکا و تلالو نور خورشید و هیاهوی شهر به سمت درب خروجی دانشگاه میرم و در نهایت در انتهای پرسپکتیو خیابون محو میشم …

.

.

بقیه فانتزی داستانی در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که

یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم !

هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .

بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم

.

.

یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !

ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !

کصافط مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد

.

.

یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم

بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ، پرواز کنم برم

من

کلاغ

گنجشکک اشی مشی

بقیه حضار

.

.

یکی از فانتزیامم اینه بفهمم چجوری این بادوما لا به لای تخمه ژاپنی استتار میکنن عوضیا

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من


کی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه پسر بچه و میخواد بکشش ، منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم : نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه ! (شش ماه بعد)

تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیمو ثابت میکنم قاضی من رو مقصر بدونه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم … بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)
خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛ بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟ منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ، بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه 
بعد منم میرم تو افق سحرگاهی محو میشم !

.

.

یکی از فانتزیام اینه که برم خواستگاری پدر عروس ازم بپرسه خوب آقا دوماد عزیز ، خونه ، ماشین ، کار ، پول چیا دارن ؟ بعد منم قاطی کنم کلید هاچ بک رو پرت کنم تو صورتش بگم من اومدم خواستگاری ، نیومدم خرید و فروش ! پدره هم سویچ پرایدمو ببینه و یه برق خاصی تو چشاش بیاد بعدشم بیوفته به پام که بیا دخدرمو بگیرو همش مال‌ خودت و اینا … منم بی توجه پراید ۲۰ میلیونیم رو بیخیال شم و توی افق محو شم 

یه همچین آدم دست و دل بازی هستم من

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب


ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی‌ از فانتزیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم

مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست....
بعد بش بگم زرشک !ضایع شدی ؟؟؟
اصن به عشق همین حرکت میرم دانشگاه !!!!

 .

.

یکی از فانتزیام اینه که به استاد ایمیل بزنم راجب موضوع تحقیق ازش نظرخواهی کنم اونم که صد در صد موافقه بعدش یه تحقیق اماده از قبل و بهش بفرستم بگم زِ ِ کی استاد چی فکر کردی سرعت عمل دارم دراین حد...

.

.

 یکی از فانتزیهام اینه یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره
بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ زنده می خوامش !

.

.

 یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله(!) گنده برفی دنبالم کنه ...اونقد بدووووووووم ....اخرشم له شم!!!!

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !

.

.

ﯾﮑﯽ ﺍ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺍﺯ ﺍﻓﻖ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺸﻢ ، ﻣﺤﻮ ﺧﺰ ﺷﺪ رفت !

.

.

یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم …

.

.

یکی فانتزی های فرهنگیم اینه که دوست دارم یه فیلم بسازم که توش کاپیتان با صدایى آروم و به غایت مودبانه به ملواناش میگه لطفا لنگرها رو بکشید !

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ




فانتزی های من

یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !

.

.

یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !

بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟

.

.

یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …

.

.

یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه م پارچه سفید بکشم و وقتی برگشتم بتکونمشون و خاک بلند بشه و منم سریع از موقعیت استفاده کنم و توی گرد و غبار محو بشم …

.

.

بقیه فانتزی هام در ادامه مطلب

ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ


اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013