close
چت روم

داستان کوتاه و خنده دار سگ!

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



داستان

ک یارو داشته از سر کار برمیگشته خونه

یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند ،

منتها یه جور عجیب غریبی

اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن

بعد یک مَرد با سگش راه میره ،

بعد ازاون هم یک صف 500 متری از ملت دارن دنبالشون میکن .

یارو میره پیش جناب سگ دار ، میگه :

تسلیت عرض میکنم قربان ، خیلی شرمندم . میشه بگید جریان چیه ؟

مَرده میگه :

والله تابوت جلوییه خانممه

پشتیش هم مادر خانومم

هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره کرد !

مَرده ناراحت میشه ، همینجور شروع میکنه پشت سر مَرده راه رفتن ،

بعد از یک مدت برمیگرده میگه :

ببخشید من خیلی براتون متاسفم ،

میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست ،

ولی ممکنه من یک شب سگ شما رو قرض بگیرم ؟!

مَرده یک نگاهی بهش میکنه ، اشاره میکنه به 500 متر جمعیت پشت سر

میگه : برو ته صف

دوست گلم zahra در تاریخ 1393/7/13 و ساعت 23:13 دقیقه گفته :

خخخخخخخخخخخ......خیلی جالب بود...مرسی......
پاسخ : خواهش میشه......‎



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013