close
نازچت

داستان جالب و خنده دار "میمون و کلاه فروش"

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



داستان

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت

تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند

لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست

بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد

در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند

او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند

به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد

میمون ها هم کلاه ها را به طرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد

پدربزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند

یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد

او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند

او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند

نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند

یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد

و گفت: فکر می کنی فقط تو پدربزرگ داری؟!

دوست گلم محمد در تاریخ 1392/10/24 و ساعت 10:01 دقیقه گفته :

سلام
وب قشنگی داری
اگه با تبادل لینک موافقی خبر بده مارو با اسم بهترین تفریح لینک کن
پاسخ : سلام
ممنون از لطفتون
شما به آدرس زیر بروید و اونجا تبادل کنید
link.khandefun.ir


دوست گلم شهاب در تاریخ 1392/10/23 و ساعت 18:28 دقیقه گفته :

امیر جان خواهشا
تو سیستم تیادل بنر شیک گراف عضو شو
http://www.shiktabadol.shikgraph.ir/



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013