close
نازچت

داستان جالب و خفن "برزگان دین"

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



داستان

یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان

تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره...

به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند

یک "خرس" پیدا کنند و سعی کنند اون "خرس" رو به دین خودشون دعوت کنند

بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند

اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :

"وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس

(درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم

خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه".

راهبه بودایی گفت: "من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم

براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم

براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم

خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش

و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم".

پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت

(و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود

ملا گفت :"هههممم...الان که به گذشته واون روز فکر میکنم

میبینم که شاید نباید کارم رو با "ختنه کردن" شروع میکردم"

دوست گلم سودا در تاریخ 1392/12/15 و ساعت 22:25 دقیقه گفته :

‏‎ ‎خعلی باحال بود.مرسی .
پاسخ :


دوست گلم سودا در تاریخ 1392/12/15 و ساعت 22:23 دقیقه گفته :

‏‎ ‎خعلی باحال بود.مرسی .


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013