close
نازچت

داستان جالب و آموزنده "خود کشی"

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



داستان

به بد اخلاقی مشهور بود خصوصا با خانواده اش …

 زندگی اش سرد و بی روح بود

 هم خودش لذتی از زندگی نمی برد هم دیگران را با اخلاق تندش عذاب میداد !

 یادم نیست ورشکست شده بود یا به چه دلیل دیگه ای که تصمیم گرفت خودکشی کنه

 رفت و مرگ موش خرید …

 توی راه به خودش گفت هیچکس از مردن تو ناراحت نمیشه

 حتی بچه های کوچکت هیچ خاطره ی خوبی از تو ندارند

تصمیم گرفت حداقل توی آخرین روز زندگیش برای خانواده ش خاطره های خوب به جا بزاره

سر راه شیرینی خرید و اومد توی خونه و بچه هاشو با محبت صدا زد

بچه ها اومدن و تا او را دیدن یکیشون با ذوق فریاد زد مامان مامان بابا شیرینی برامون خریده
تمام اون روز هروقت می خواست بداخلاقی کنه

یادش افتاد که این ممکنه به عنوان خاطره ی آخرین روز زندگیش توی ذهن زن و بچه ش بمونه

روز که تمام شد او با یک خانواده ی خیلی شاد واقعا احساس خوشبختی کرد
سالها گذشت و او هر روز بدون اینکه به خودکشی فکر کنه

هروقت خواست با هرکس بداخلاقی کنه همین جمله رو به خودش یادآوری کرد
شاید این آخرین خاطره ی او از تو باشه


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013