http://www.khandefun.ir

خنده فان – مجله تفریحی و سرگرمی طنز ورزشیبه صلح احترام می‌گذارم اما اگر جنگ شود به جبهه می‌روم
شناسه خبر :10394
دوشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۳
900 بازدید
پ

به گزارش خبرگزاری نسیم، سیدعلی  ضیاء مجری برنامه «بعضیا» شب گذشته یکشنبه ۱۶ آذر میزبان بابک حمیدیان بازیگر سینما و تلویزیون بود. ضیاء در ابتدای برنامه در سخنانی گفت: شما تعداد زیادی لبخند برای سایت ما فرستاده‌اید، باز هم برایمان لبخند بفرستید و برای حضور در برنامه هم ثبت نام کنید تا بعد از ماه […]


به گزارش خبرگزاری نسیم، سیدعلی  ضیاء مجری برنامه «بعضیا» شب گذشته یکشنبه ۱۶ آذر میزبان بابک حمیدیان بازیگر سینما و تلویزیون بود.

ضیاء در ابتدای برنامه در سخنانی گفت: شما تعداد زیادی لبخند برای سایت ما فرستاده‌اید، باز هم برایمان لبخند بفرستید و برای حضور در برنامه هم ثبت نام کنید تا بعد از ماه صفر از شما دعوت به عمل بیاید و در استودیو حاضر شوید.

در ادامه تصاویری از پشت صحنه برنامه هفته قبل روی آنتن رفت و ضیاء یادآور شد: تلاش می‌کنیم هر هفته مهمان هفته بعد را اعلام کنیم. این کمک بزرگ برای ما است تا شما سوالاتتان را از مهمان‌های برنامه مطرح کنید. سعی می‌کنیم از هفته آینده این اتفاق بیفتد.

پس از این ضیاء از بابک حمیدیان دعوت کرد روی صحنه بیاید و این بازیگر بعد از روبوسی با ضیاء، با بیان اینکه این دومین باری است که در یک برنامه زنده غیر از «هفت» که برنامه تخصصی سینما است شرکت می‌کند، خطاب به مردم گفت: سلام به روی ماه همه‌تان!

مردم به خودشان اجازه نمی‌دهند بگویند جراح قلب یا پهلوان کشتی‌اند
وی در پاسخ به مجری برنامه درباره هیجان بازیگری و اینکه چرا همه دوست دارند بازیگر شوند، اظهار کرد: اینکه همه دوست دارند به این دلیل است که در ۴، ۵ سال گذشته تعاریف بازیگری سهل انگارانه شده‌اند. عوام هیچوقت به خودشان اجازه نمی‌دهند بگویند دکتر قلب که کاری نمی‌کند من هم می‌توانم قفسه سینه را باز کنم و قلب را جراحی کنم یا نمی‌گویند کشتی که کاری ندارد من را بفرستید المپیک جایزه می‌گیرم. اما درباره بازیگری همه می گویند بازیگری که کاری ندارد، من خودم بازیگرم، می‌خواهید برایتان گریه کنم یا بخندم؟

حمیدیان تصریح کرد: اما تعاریف بازیگری مجموعه‌ای از آن چیزی است که از عزت الله انتظامی، زنده یاد خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی به ما رسیده و متاسفانه این تعاریف در دسترس عوام نیست.

این بازیگر ادامه داد: من زمانی که وارد دانشگاه شدم هیجان ورود به دانشگاه را داشتم. آن زمان وقتی مصائب ورود به دانشگاه را پشت سر می‌گذراندیم انگار دوباره متولد می‌شدیم.

سر کلاس شیمی و فیزیک انگار معلم‌ها به زبان دیگری حرف می‌زدند
وی در پاسخ به اینکه آیا درسخوان بوده، گفت: درسخوان پسرعمه ام بود که حالا دکتر است و اگر ۱۹/۸۰ میگرفت در را به روی خودش می‌بست و خودش را تحریم میکرد. اما من فوتبال بازی می‎کردم و درس هم می خواندم. اما وقتی سرکلاس شیمی و فیزیک بودم فکر می‎کردم معلم‌ها به زبان دیگری حرف می‎زنند!

حمیدیان افزود:‌ من از اول راهنمایی نمی‌دانستم علوم چیست و چرا من باید فرمول نمک را بدانم؟ نمک برای این است که آن را به غذا اضافه کنیم. البته قصد توهین به کسانی که شیمی می خوانند ندارم.

بازیگر «قدمگاه» تأکید کرد: بازیگری مطالعه دارد، باید زبان بصری خود را بالا ببری، باید جهان را زیباتر ببینی، کتاب بخوانی، عرق بریزی. اینها آن چیزی است که در جهان واقعی بازیگری مرسوم است اما در این سالها تعاریف بازیگری برای مردم عوض شده است. دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های بازیگری غیر از چند مورد، آن دسته از تعاریقی را برای علاقمندان مطرح کردند که فایده‌ای نداشته است. حالا احتمالا همسن و سالهای من حرف‌هایم را می‌شنوند و می‌گویند من نفسم از جای گرم در می‌آید اما من مسیر سختی را طی کرده‌ام.

مردم مرا می‌بینند می‌گویند عه این!
وی در پاسخ به اینکه آیا تمام بازیگران فعلی سینما و تلویزیون هم مسیر سختی طی کرده‌اند، اظهار کرد: من از آن دسته آدم‌هایی  نیستم که مردم با دیدن من به هیجان بیایند. هنوز هم که مردم مرا می‌بینند می‌گویند: عِه این! چون من تلویزیون زیاد بازی نمی‌کنم و همیشه در اختیار حظ بصری مردم نبودم و به سینما و تئاتر علاق دارم. ۵۰ درصد از نسل من فکر می‌کنند بازیگری یعنی ماشین آن‌چنانی و خانه‌های مجلل و مجلات رنگارنگ.

از آن آدم‌هایی نیستم که عکسم مقابل سفره هفت‌سین روی جلدها بیاید
حمیدیان ادامه داد: یک بار یک دکه دار به من گفت چرا تو روی جلد مجلات نیستی؟ تعارف نمی‌کنم و نمی‌خواهم شعار روشنفکری بدهم اما من خیلی کم روی جلد مجلات رفتم. مگر اینکه مجلات تخصصی با عکسی از فیلم باشد. از آن آدم‌هایی نیستم که به مبل تکیه بدهم، هفت سین جلویم باز باشد و لبخند بزنم. هیچوقت خودم را در این موقعیت‌ها قرار نمی‌دهم.

این بازیگر در پاسخ به این سوال ضیاء درباره اینکه چقدر به اینکه افراد برای شهرت حاشیه درست می‌کنند تا ماندگار شوند اعتقاد دارد، تصریح کرد: مطلقا این را باور ندارم. باید تاریخ خواند و با تاریخ با صداقت روبرو شد. درس‌هایی که من از رضا کیانیان و آتیلا پسیانی آموختم درس‎هایی نبودند که در آنها حاشیه جایی داشته باشد.

رمز ماندگاری حاشیه نیست
وی یادآور شد: برخی دوستان جوان ۴ تا فیلم و چند تا سریال بازی کردند اما حالا خبری از آنها نیست. رمز ماندگاری حاشیه نیست.

حمیدیان در واکنش به اشاره ضیاء به یکی از مصاحبه‌هایش که در آن گفته بود سینمای کشور کلا دو بازیگر مرد و دو بازیگر زن دارد، گفت: نخواه از آنها اسم ببرم. همه منتظرند آدمها در موقعیت برنامه زنده قرار بگیرند و دشمن‌تراشی‌ها و حاشیه‌ها شکل بگیرد. من هم آدم صریحی هستم. البته درباره تئاتر که فضای مهجوری دارد اینگونه نیست.

این بازیگر که سریال «پرده نشین» را روی آنتن دارد، تأکید کرد: اما با دورهمی‌های مرسوم و ناموزون آدم‌ها انتخاب می‌شوند که فیلم بازی کنند. من اگر انتخاب شدم لطف کارگردان‌ها به خاطر امکاناتی که فکر می‌کنند من دارم بوده. گرچه نمی‌دانم پاسخگوی آنها بوده‌ام یا خیر. اما بعضی‌ها با فکر کردن به بازیگری می‌گویند به به، بازیگری یعنی عکس روی جلد و ماشین بدون سقف و افتخار کردن مامان و بابا و جاده شمال که همه از دیدن ما هیجان زده شوند.

پیاده روی می‌کنم و مترو سوار می‌شوم
وی یادآور شد: اما من زیاد پیاده می‌روم و گاهی در این پیاده‌روی‌ها بهروز افخمی را هم می‌بینم. سوار مترو هم می‌شوم. این را نمیگویم تا همه بگویند به به چه هنرمند مردمی. بلکه من از ترافیک تهران عاجز هستم و وقتی از پیاده روی خسته شوم سوار مترو می‌شوم.

در ادامه برنامه گفتگویی با مادر و پدر حمیدیان پخش شد که پدر او در این بخش گفت: وقتی بابک به دنیا آمد من دو هفته بعد عازم جبهه شدم. البته قبل از اینکه به جبهه بروم ما دختر می‌خواستیم. با این حال با به دنیا آمدن بابک به هیچ وجه ناراحت نشدم. تنها فکر می‌کردم در دنیای امروز دخترها تکیه‌گاه بهتری برای خانواده هستند.

عسگرپور گفت پسرت یکی از پدیده‌های سینمای ایران می‌شود
وی افزود: بابک بچه شوخی بود. در دوران راهنمایی بود که آرام آرام به نمایش و تئاتر واکنش نشان داد. احساس می‌کردم او نمی‌خواهد درس بخواند اما نگاهی به پیشرفت دارد. بعدها آقای عسگرپور به من گفت پسر شما یکی از پدیده‌های سینمای ایران خواهد بود.

پدر حمیدیان در بخش دیگری از گفتگویش با «بعضیا» تأکید کرد: ابراهیم حاتمی‌کیا کارشناس فیلم جنگی است. من به اسم اصغر وصالی کاری ندارم اما او کار بزرگی انجام داد و «چ» هم فیلم خوبی بود.

او در پایان گفت: دوست دارم اوج موفقیت‌های بابک را ببینم و او را در اوج آرامش ببینم.

مادر حمیدیان نیز تنها به این جملات بسنده کرد: پسرم دوستت دارم. به تو افتخار می‌کنم. امیدوارم قدر جایگاهت را بدانی و حرمت مردم را درست پاسخ بدهی.

حمیدیان پس از پخش حرف های والدینیش گفت: پدر آدم صریح و منطقی است و کیف کردم وقتی حرف‌هایش را شنیدم گرچه از برخی از آنها خبر نداشتم. من اینی شدم که هستم می‌دانم کمم و کوچکم پدر.

ضیاء نیز خطاب به حمیدیان از او خواست چشم‌هایش را ببندد تا به او نشان دهد که مادرش بیشتر درباره چه چیزی حرف می‌زد؟

غافلگیری حمیدیان روی آنتن زنده و بغضی که داشت می‌شکست
بعد از اینکه حمیدیان چشم‌هایش را باز کرد عروسک خرسی کوچکی را دست ضیاء دید و هیجان زده شد. او با کلمات بریده بریده‌ای مثل ای وای، در بُهت و سکوت فرو رفته بود و حتی بغض هم کرد.

او بعد از لحظاتی سکوت گفت: حالا در این روزگار شلوغ خیلی حسرت روزگار بچگی‌ام را می‌خورم. دوست داشتم آن دوران پر از جاودانگی باشد. من همواره پر از احساسم. این عروسک هم چیزی است که تمام بچگی مرا معنا می‌کند. این عروسک مادری داشت که او را در آغوش کشیده بود. از شما ممنونم. ممنونم مادر. دستت را می بوسم.

حمیدیان ادامه داد: پدرم حق دارد به خاطر درگیری‌های بیش از حدم به آنها نمی‌رسم. اما برایشان می‌تپم.

وی درباره بغضش هم گفت: خیلی مقاومت کردم تا بغضم را فرو خوردم. این عروسک آنقدر مال تنهایی من است که هنوز دوست ندارم کسی با آن سهیم شود.

حاتمی‌کیا چمران صلح طلب را تصویر کرد
در ادامه برنامه، گفتگو به نقش اصغر وصالی در فیلم «چ» رسید و حمیدیان درباره این تجربه گفت: کار کردن با حاتمی‌کیا سخت و جذاب است. بینندگان اگر دی وی دی فیلم را بگیرند در آن پشت صحنه کاملی وجود دارد که حاتمی کیا توضیحات خوبی درباره نگاهش به این فیلم زده است. حاتمی‌کیا می‌خواست چمرانی که برای صلح و گفتگو آمده را به تصویر بکشد.

وی افزود: فریبرز عرب نیا نازنین هم به تمامی آن چیزی را نقش آفرینی کرد که کارگردان می‌خواست.

حمیدیان درباره اینکه برخی می‌گفتند «چ» فیلم اصغر وصالی است نه شهید چمران، تصریح کرد: از آنجایی که وصالی صریح‌تر است و بیشتر حرف می‌زند، جنس رفتار او به نحوی است که اوپررنگ تر به چشم می‌آید اما نباید به این سمت رفت. من هم آنچه کارگردانم خواست انجام داد. ایفای نقش اصغر وصالی ترس‌های بزرگی را می‌تواند به همراه داشته باشد و درباره افرادی که در دوران معاصر هستند منِ بازیگر نمی‌توانم به خیالم استناد کنم و باید به حقایق توجه کنم.

اینکه همسر شهید وصالی مرا پذیرفت خستگی‌ام را در برد
این بازیگر یادآور شد: بیشترین نگرانی من درباره همسر وصالی بود. خانم کاظم‌زاده که گرچه می‌خواستم با او ارتباط بگیرم اما فرصتش پیش نیامد و حاتمی‌کیا از من خواست بعد از ساخت فیلم ببینیم قضاوت‌ها چگونه است. وقتی کاظم‌زاده این نقش را از من پذیرفت، خستگی از وجود من رخت بربست. گرچه من نه شباهتی به شهید وصالی داشتم و نه همقد و هم هیکل او بودم. او بالا بلند بود.

بازیگر «هیس… دخترها فریاد نمی‌زنند» درباره اظهارنظرهای مردم گفت: حق طبیعی مردم است که نظر بدهند. اگر نظرات آنها از سر احساس باشد که به دیده جان می‌پذیرم. دوست جوانی به من اعتراض کرد که واقعیات تاریخی در «چ» رعایت نشده و ما چپ‌ها از تو توقع نداشتیم دراین فیلم بازی کنی! به او گفتم این شیطنت‌ها را نکن. با او حرف زدم و نقدش را نپذیرفتم. گفتم اگر من در سینمای مطلوب تو بازی نمی‌کنم یک موضوع شخصی است. من از گرمای کاوه تا سرمای ۱۰ درجه زیر صفر شرق تهران، در این فیلم با همه باورهایم بازی کردم.

اهل سینمای کت و شلوار پوش با ماشین شاسی بلند نیستم
حمیدیان اذعان کرد:‌ سینمایی که من در آن بازی می‌کنم سخت است. سینمای کت و شلوار پوشیده و ماشین شاسی بلند نیست و مردم هم این سینما را پذیرفته‌اند.

عرب‌نیا و حاتمی‌کیا تفاوت نگاه داشتند اما همسو شدند
وی در پاسخ به سوال ضیاء درباره تنش‌های ابراهیم حاتمی کیا و فریبرز عرب‌نیا در فیلم «چ» اظهار کرد: اگر بخواهم واژه‌ها را تلطیف کنم، بین آنها تفاوت نگاه وجود داشت. اما سرانجام همسو شدند و این در خروجی فیلم و به استناد پشت صحنه مشخص است. من هم در آن فیلم تیمی داشتم که شامل بچه‌های جوان بود و با هم عشق بازی کردیم و دلتنگشان می‌شوم. من به آنها یادآوری کردم که وقتی وارد فضای فیلم «چ» می‌شوید اینجا دهه ۶۰ است. بچه‌های من در «چ» بی نظیر هستند و فقط حضور ندارند. بلکه پر از رنگ و خون و باور هستند. من به همه سلام میدهم و مدیونشان هستم.

وی در این باره که چرا گرفتن نخستین سیمرغش از سال ۸۲ و ایفای نقش در فیلم «قدمگاه» تا سال ۹۲ و «چ» و «رستاخیز» ۱۰ سال طول کشیده است، گفت: من اولین جایزه‌ام را برای فیلم «ریسمان باز» گرفتم که با پژمان بازغی همبازی بودم. این ۱۰ سال طول کشیدن به معنای این است که مسیر بازیگری مسیر پررنجی است و به مرور در دل مسیر پررنج بازیگری است که انسان پخته می‌شود، من هم چند بار کاندید شدم. البته این موضوع به معنای این نیست که اگر بازیگری بار اول بازی کرد و سیمرغ گرفت یعنی رنج نکشیده است. مثل رویا نونهالی که برای فیلم «بوی کافور عطر یاس» سیمرغ بازیگر زن را گرفت. این موضوع به پتانسیل نقش و چشم‌هایی که می‌درخشید