close
چت روم

اعترافات خنده دار من بهمن 92 (سری 2)

lιlı سایت تفریحی و سرگرمی خنده فان ιlιl

ads ads



اعترافات من

اعتراف میکنم که من ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺮﯾﺨﺘﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

.

.

بچه ک بودم وختی کیوی میخوردم به اون قسمت وسطش که زرده می گفتم این موزه

بعد باکلی کشمکش با آبجی و داداش نصیبم می شد با ولع میخوردمش!!!!

خو چیه!؟؟؟!!بچه بودم دااااااا !!!!!!

کیوی0_o

من^_^

اهل خانواده@_@

.

.

بچه ها یه سوال

فقط منم ک عاشق اون بخش شبکه خبرم ک خانومه هواشناسی میکنه دس میزنه ب مانیتور

ابر میکشه برف میذاره رو ابرا ببارن یا شومام مث منین؟

ما ک خانوادگی میشینیم با دهن باز نگاش میکنیم

خعلی بیشتراز آوای باران کیف میده

^_^

.

.

اعــــتراف میکــــنم وقتـــی بچـــه بــــودم انــــقده حســـودیـــم مـــیشد بـــه اون بچـه هایی

کـــه بلـــد بـــودن بـــا دوتـــا انگـــشتاشون ســــوت بزنـــن^_^ :))

.

.

عاقا یه بارم با یکی قرار داشتیم ماشینش مدل بالا بود

شب قبلش رفتم از تو نت عکسای ماشینو در آوردم

بعد توشو نگاه کردم ببینم دستگیرش کجاست ضایع نشم!

والا با این ماشیناشون^_^

خو برادر من مگه پراید چشههههه

.

.

عاقا اعتراف میکنم بچه که بودم یکی ازدغدغه های زندگیم این بود

که تواین کارتونه گربه سگ چطوری دستشویی میکردن!!!

.

.

اعتراف میکنم هر وقت جای ساعت دیواری اتاقمو عوض میکنم

تا یکی دو هفته(شایدم ماه) واس دیدن ساعت دوباره به جای قبلیش نگاه میکنم!!!

نخند! مگه شما اینطوری نیستین؟

.

.

ﻣﻦ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ :

ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﯾﻪ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﭼﺎﺭ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﻭﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻢ !

.

.

اعتراف میکنم سرجلسه امتحان اگه خودمولکشم نمیتونم 1 صفحه پرکنم

واسه همین هروقت میبینم بقیه میگن یه برگه دیگه

منم نامردی نمیکم واسه اینکه ضایع نشم یه برگه دیگه میگیرم:|...

.

.

همیشه در دستشویی مورچه هارو با آب به دام می انداختم

بعد طی یک عملیات نجات غریق توپ قربانیان رو نجات میدادم

.

.

اعتــراف ميكنــم وفتــي بچــه بــودم با مشــت ميــزدم تو ســر و صــورت پســر خالـــم

كــه اون صـــداي "دِرررررش" كـــه تـــوي فيلـــمای هنـــدي وقتــي بــه هـــم ديــگه مشــت ميزدنــد و بشنـــوم

ولـــي فقـــط صـــداي گريه پسر خالمـــو ميشنيــــدم ^_^

.

.

اعتراف میکنم کوچیک که بودم صابون که میفتاد کف حموم

با شامپو میشستمش!

.

.

اعتراف میكنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو

خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعد میومدم گریه میکردم به مادرم

میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شه!!!!!!!!!!!!!!

.

.

اعتراف میكنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که

من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ... از اون روز کار

من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از

مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟

بیشترم به دریچه کولر شک داشتم!!!!!!!!!!

.

.

اعتراف میكنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام

تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!

تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!

دوست گلم منصورم در تاریخ 1392/11/15 و ساعت 18:27 دقیقه گفته :

فدا مدا .. اره درست شد .. ♥

میشه بیای یاهو داداش ..این قالب یه مشکلایی داره .. درسش کنیم : (
پاسخ : خدا رو شکر که درست شد!
آره الان میام یاهو


دوست گلم saeed در تاریخ 1392/11/15 و ساعت 18:06 دقیقه گفته :

سلام امیر جون وب گذر چی شد عزیزم؟
پاسخ : گذاشتم برات....خوش باش


دوست گلم منصورم در تاریخ 1392/11/15 و ساعت 14:44 دقیقه گفته :

سلــام داداشی .. وبلاگمون دیشب مسدود شده بود :/
بعدش باز ش کردن ..خیلی خوشال شدم ♥

راسی امروز بیا یاهو .. باشه ؟
پاسخ : سلام.....شنیدم از یکی از دوستان
چرا مسدود کردن؟؟؟؟
باز خوبه که بازش کردن!



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



اللهم صل علی محمد و آل محمد

ترجمه و توسعه قالب توسط امیرحسین انجام شده است

All right Reserved by KhandeFUN.ir 2013